اندر احوالات کاندوم
حضرت امام کیر کلفتیان در رساله الفواید من الکاپوت اینگونه نوشته:
هر چیزی را لباسی واجب می باشد و لباس آلت کاندوم باشد که همچون کت شلواری برای انسان وپالانی برای خر لازم است .
هرگز بدون لباس خود وآلتتان را به مهمانی(آئین کس کنون برره ای) نفرستید که مضراتی دارد بسیار..آلتتان را بسیار لباس بپوشانید که در هنگام درگیری آن لباس پاره نشود وبه اراضی مانند آتیش گرفتنوک(سوزاک)ویا دهن گاییدنوک(ایدز)دو4 نشویداز لباسهای حلال و وطنی? مانند انگشتک های دستکش گیلان استفاده نمائید.
باشد که مورد مقبول صاحبخانه بیفتد...
اینها عرایضی بود از همون یارویه که اسمش اون بالائه رساله آن حضرت را می توانید از نمایندگی های بیت رهبری تهیه نمائیدok.(من چیکاره بیدم!!)
پنجشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۱
من دیروز یه ایمیل جالب از یه بچه باحال به اسم سام داشتم که حیف بود براتون ننویسمش
فرازی از اشعار مریم حیدر زاده:
این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه
این روزا دردعاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پر از شکست بالیه
جای نگاه عاشقت باز تو خونه خالیه
این روزا کار آدم دلای پاک و بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
و........
حالا برداشت کیر کلفتا ازاین شعر به قلم شیوای خودم:
این روزا عادت همه کردن و بعدش در رفتنه
درد تموم جنده ها کس و کون و باهم دادنه
این روزا کیر بچه ها اندازه یه کفگیره
عکس سوپر رو دیوارا همش برای خامنه ای یه
این روزا درد دخترا کونو ازعقب دادنه
مشکل بی دوست دخترا همش کیرو خاروندنه
این روزا کار باباها مامانو خشک خشک کردنه
آرزوی بیوه ها به کیر خوب رسیدنه
این روزا کار پسرا مخ دخترا رو روز اول زدنه
بعدش اونو کردنو به دیگری سپردنه
این روزا کار جنده ها تو خماری گذاشتنه
ساده ترین بهانه شون فقط پروئید بودنه
این روزا سهم بسیجیا تو کف کس موندنه
جرم تمومشون فقط یه نمه خایه مالی
و.....
خوشتون اومد(با عرض پوزش از مریم خانوم و سام عزیز)سام عزیز خوشحال شدم فقط لطف کن خاطراتت رو برام بفرستok
فرازی از اشعار مریم حیدر زاده:
این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه
این روزا دردعاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روزا آسمونمون پر از شکست بالیه
جای نگاه عاشقت باز تو خونه خالیه
این روزا کار آدم دلای پاک و بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
و........
حالا برداشت کیر کلفتا ازاین شعر به قلم شیوای خودم:
این روزا عادت همه کردن و بعدش در رفتنه
درد تموم جنده ها کس و کون و باهم دادنه
این روزا کیر بچه ها اندازه یه کفگیره
عکس سوپر رو دیوارا همش برای خامنه ای یه
این روزا درد دخترا کونو ازعقب دادنه
مشکل بی دوست دخترا همش کیرو خاروندنه
این روزا کار باباها مامانو خشک خشک کردنه
آرزوی بیوه ها به کیر خوب رسیدنه
این روزا کار پسرا مخ دخترا رو روز اول زدنه
بعدش اونو کردنو به دیگری سپردنه
این روزا کار جنده ها تو خماری گذاشتنه
ساده ترین بهانه شون فقط پروئید بودنه
این روزا سهم بسیجیا تو کف کس موندنه
جرم تمومشون فقط یه نمه خایه مالی
و.....
خوشتون اومد(با عرض پوزش از مریم خانوم و سام عزیز)سام عزیز خوشحال شدم فقط لطف کن خاطراتت رو برام بفرستok
چهارشنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۱
آموزش جق زدن
امروز می خوام یه روش جالب برای جق زدن که توی سربازی یاد گرفتم رو براتون بنویسم
وسائل لازم:
1-کیسه فریزر یک عدد
2-دودول ناز و مامانی یک فروند
3- کمد رختخوابها یک فقره(پر از رختخواب)
4- سوژه جق یک عدد
5- حس جق زدن به میزان دلخواه
طرز تهیه:
ابتدا قشنگ بشینید وفکر کنید تا یه سوژه خوب پیداکنید(مهمترین مرحله)بعد به سراغ کمد رختخوابها رفته وکیسه فریزر را میان یکی ازرختخوابها خوب باز کنید(در کیسه به طرف شما باشد)بعد اون دودول خوشگلتون رو در بیارید یه کم لز اون بزاق چسبناکتون رو خوب به کیرتون بمالید چشماتون رو ببندید به یاد سوژه تون بیفتید حالا کیرتون رو توی کیسه فریزر بکنید هی تلمبه بزنید ببیند چقدر حال میده.....
موارد استفاده:
1- اگه روزی قحطی کی اومد دیگه مجبوریم که.....
2- اگه با ماشین بابا تون افتادید دنبال یه کس توپ و اونو یه ماشین دیگه بلند کرد برید خونه و......
3-این کار قبل از سکس برای دیر اومدن آبتون موثره(به جون خودم)
4- در مواقع بی پولی
5-اگه تو بیابون گیر افتادید(اگه درباره این سوال دارید جوابش این تو اومده)
دیدید من چقدر خوبم!!!!!
سهشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۱
شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۱
جمعه، دی ۱۳، ۱۳۸۱
رابطه (شباهت)جندهها با اينترنت
شايد خندتون بگيره وبگين وحيد كسخول شده(كم كم دارم ميشوم)ولي زود قضاوت نكنيداول اين مطلب رو بخونيد بعد قضاوت كنيد:
ديشب حدوداي ساعت هشت شب بود كه هوس كردم يه كس بكنم تا ما هم شب جمعهاي يه ثوابي كرده باشيم.اين موقع شب هم كه نميشد زنگ برنم دوست دخترم بياد وحسابي از كون بكنمش.مجبور شدم برم سراغ دفترچه تلفنم و شماره يه زن رو كه يه دوسالي هست با اون رابطه معنوي داره رو بردارم،وبا اون تماس بگيرم تا بياد با هم غذا بخوريم(چه ربطي داشت به كردن)شماره موبايش رو گرفتم وبعد از چند بار قطع كردن جواب داد.بعد از احوالپرسي به اون گفتم كه اگه ميتونه بياد خونه ما اون به من گفت كه الان پيش يه بچه مايه دارس وحسابي داره كس ميده و تاصبح هم ميخواد اونجا بمونه بعد از يه ساعت توضيح دادن كه بابا من تو كفم و بيا خونه ما من هم پول تو رم ميدم واز اين جون حرفها گفت :يه كلمه به تو ميگم نمييام (قديميها راست ميگفتند كه جنده وفا نداره )،ولي اگه بخواي شماره يكي از دوستام رو به تو ميدم(نه بابا اين يهكي هم وفا داره هم معرفت)و به اون زنگ بزن وبگو منو فلاني معرفي كرده ما هم شماره رو گرفتيم و به يارو (الهام) زنگ زديم بعد ازسلام گفت كه اسم شما چيه منهم خودم رو معرفي كردم ،بعد گفت اسم رمز رو بگو !!!!!؟؟من ميگي انگار ازپشت تلف يه دسته بيل كردن تو كونم !! اين ديگه چه صيغهاي (من چيكاره بيدم!!)بعد از يه ساعت مخ زني كه بابا من رفيق فلاني هستم واز اين جور حرفهاگفت قيمت منو ميدوني گفتم بله گفت چنده گفتم هفت هزار تومن مادر جنده زرتي برگشت گفت كه هفت هزار تومن رو بذار ج(!؟!؟!؟)لو آينه بشه چهارده هزار تومن وننهات رو بكن زود تلفن رو قطع كرد.من هم سريع زنگ زدم تاجائي كه تونستم و كمرم اجازه داد فاميلهاش رو از زير تيغ كيرم گذروندم.
حالا رابطه ها رو با اينترنت ببينيد:
زنگ زدن به دوست خودم(ديدن وبلاگ خودم)
گرفتن شماره تلفن از دوستم (يه لينك جديد)
تماس و سلام وعليك (ورود به سايت جديد و ديدن صفحه اول سايت )
پرسيدن اسم و كلمه رمز(username&password)
قيمت (پولي كه براي ديدن صفحههاي جديد سايت بايد بديم(
ديديد جندهها هم مثل صفحات وب و اينترنت هستند.
اگه دوست داريد، شماره دوست خودم رو بدم كه شما هم فيض ببريد(فقط تو رو خدا كونده بازي در نياريد بذاريد تا اين قشر عزيز هم به جامعه خدمت كنند)هركيميخواد به من ايميل بفرسته چيز بدي هم نيست.
شايد خندتون بگيره وبگين وحيد كسخول شده(كم كم دارم ميشوم)ولي زود قضاوت نكنيداول اين مطلب رو بخونيد بعد قضاوت كنيد:
ديشب حدوداي ساعت هشت شب بود كه هوس كردم يه كس بكنم تا ما هم شب جمعهاي يه ثوابي كرده باشيم.اين موقع شب هم كه نميشد زنگ برنم دوست دخترم بياد وحسابي از كون بكنمش.مجبور شدم برم سراغ دفترچه تلفنم و شماره يه زن رو كه يه دوسالي هست با اون رابطه معنوي داره رو بردارم،وبا اون تماس بگيرم تا بياد با هم غذا بخوريم(چه ربطي داشت به كردن)شماره موبايش رو گرفتم وبعد از چند بار قطع كردن جواب داد.بعد از احوالپرسي به اون گفتم كه اگه ميتونه بياد خونه ما اون به من گفت كه الان پيش يه بچه مايه دارس وحسابي داره كس ميده و تاصبح هم ميخواد اونجا بمونه بعد از يه ساعت توضيح دادن كه بابا من تو كفم و بيا خونه ما من هم پول تو رم ميدم واز اين جون حرفها گفت :يه كلمه به تو ميگم نمييام (قديميها راست ميگفتند كه جنده وفا نداره )،ولي اگه بخواي شماره يكي از دوستام رو به تو ميدم(نه بابا اين يهكي هم وفا داره هم معرفت)و به اون زنگ بزن وبگو منو فلاني معرفي كرده ما هم شماره رو گرفتيم و به يارو (الهام) زنگ زديم بعد ازسلام گفت كه اسم شما چيه منهم خودم رو معرفي كردم ،بعد گفت اسم رمز رو بگو !!!!!؟؟من ميگي انگار ازپشت تلف يه دسته بيل كردن تو كونم !! اين ديگه چه صيغهاي (من چيكاره بيدم!!)بعد از يه ساعت مخ زني كه بابا من رفيق فلاني هستم واز اين جور حرفهاگفت قيمت منو ميدوني گفتم بله گفت چنده گفتم هفت هزار تومن مادر جنده زرتي برگشت گفت كه هفت هزار تومن رو بذار ج(!؟!؟!؟)لو آينه بشه چهارده هزار تومن وننهات رو بكن زود تلفن رو قطع كرد.من هم سريع زنگ زدم تاجائي كه تونستم و كمرم اجازه داد فاميلهاش رو از زير تيغ كيرم گذروندم.
حالا رابطه ها رو با اينترنت ببينيد:
زنگ زدن به دوست خودم(ديدن وبلاگ خودم)
گرفتن شماره تلفن از دوستم (يه لينك جديد)
تماس و سلام وعليك (ورود به سايت جديد و ديدن صفحه اول سايت )
پرسيدن اسم و كلمه رمز(username&password)
قيمت (پولي كه براي ديدن صفحههاي جديد سايت بايد بديم(
ديديد جندهها هم مثل صفحات وب و اينترنت هستند.
اگه دوست داريد، شماره دوست خودم رو بدم كه شما هم فيض ببريد(فقط تو رو خدا كونده بازي در نياريد بذاريد تا اين قشر عزيز هم به جامعه خدمت كنند)هركيميخواد به من ايميل بفرسته چيز بدي هم نيست.
پنجشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۱
اينجا رو كليك كنيد
جل الخالق مادرجنده پسررو نگاه كنيد به ننه خودش هم رحم نميكنه بابا اين كسي كه داري ميكني مادر گرانقدر(جنده)شما هستند تو يه روزي
از همين كس بيرون اومديا.شرم كن حيا كن ولي خودمونيما ننت عجب كس باحالي داره خودت هم كون باحالي هستي(قزوينيبازي)حالا يا خودت بيا يا ننهات رو بيار.ااههههبسه ديگه بسه
نتيجه اخلاقي
1- اگه يه روزي با كمبود كس مواجه شديم.............
2-تو خارج مامانا همه جوره پسرشونو امتحان ميكنند(البته پسرها هم براي تلافي مامانشونو ميكنن)پس خارج بده.
3- يه برنامه بريزيم ننه بعضييا رو همين طوري بكنيم .
سلام
بچهها طبق آماري كه نه من و نه هيچكس ديگه اي نگرفته 99% وبلاگ خوانها و وبلاگ نويسها پسر ميباشند.(به عبارتي كمبود كس)
بيائيد از همين الان شروع به تبليغ وبلاگهامون بين دخترها كنيم تا شايد بتونيم با اين روش،اين نعمتهاي خدادادي رو از زير تيغ تيز كيرمون بگذرونيم و خدمت بزرگري به كيرمون كرده باشيم تا حداقل توي اون دنيا زيردين هر كي مونديم زير دين كيرمون نمونيم!!!
بچهها طبق آماري كه نه من و نه هيچكس ديگه اي نگرفته 99% وبلاگ خوانها و وبلاگ نويسها پسر ميباشند.(به عبارتي كمبود كس)
بيائيد از همين الان شروع به تبليغ وبلاگهامون بين دخترها كنيم تا شايد بتونيم با اين روش،اين نعمتهاي خدادادي رو از زير تيغ تيز كيرمون بگذرونيم و خدمت بزرگري به كيرمون كرده باشيم تا حداقل توي اون دنيا زيردين هر كي مونديم زير دين كيرمون نمونيم!!!
چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۱
سلام بچهها حالتون چطوره
منو ببخشديد به خاطر اينكه يه يك ماهي نبودم ونميتونستم وبلاگ رو آپديت كنم.
باورتون نميشه كه من به خاطر يه كس كوچولوي فراري سه هفته زندان بودم!!!
آقا ما اومديم كه هم ثواب و هم مريم كوچولو(سوژه فراري،جوجو)رو بكنيم ،
گير مأمورا افتاديم وهمه چيز برعكس شد.(مأمورا مارو گاييدن)
بچهها من يه نصيحت به شما ميكنم اونم اينه كه با يه آدم حسود هيچ وقت رفاقت نكنيد.
چون امكان داره به خاطر 250 گرم گوشت كه وسطش سوراخ داره ، رفيقش رو به مأمورا
لو بده!!بيخيال بعدا سرفرصت همه چيز رو براي شما مينويسم.
در ضمن از ايميلهاي زيباي بعضي از دوستان كه ما رو شرمنده خودشون كردند(با ايميل هم ما رو كردند).
تشكر ميكنم. واز اونا معذرت ميخوام به خاطر اينكه توي اين چند وقت نتونسته بودم ايميلهاي اونا رو ببينم وجواب بدم.
شرمنده جاي شلاقهائي كه با اون از ما پذيرائي كردند درد گرفته فعلا باي باي
منو ببخشديد به خاطر اينكه يه يك ماهي نبودم ونميتونستم وبلاگ رو آپديت كنم.
باورتون نميشه كه من به خاطر يه كس كوچولوي فراري سه هفته زندان بودم!!!
آقا ما اومديم كه هم ثواب و هم مريم كوچولو(سوژه فراري،جوجو)رو بكنيم ،
گير مأمورا افتاديم وهمه چيز برعكس شد.(مأمورا مارو گاييدن)
بچهها من يه نصيحت به شما ميكنم اونم اينه كه با يه آدم حسود هيچ وقت رفاقت نكنيد.
چون امكان داره به خاطر 250 گرم گوشت كه وسطش سوراخ داره ، رفيقش رو به مأمورا
لو بده!!بيخيال بعدا سرفرصت همه چيز رو براي شما مينويسم.
در ضمن از ايميلهاي زيباي بعضي از دوستان كه ما رو شرمنده خودشون كردند(با ايميل هم ما رو كردند).
تشكر ميكنم. واز اونا معذرت ميخوام به خاطر اينكه توي اين چند وقت نتونسته بودم ايميلهاي اونا رو ببينم وجواب بدم.
شرمنده جاي شلاقهائي كه با اون از ما پذيرائي كردند درد گرفته فعلا باي باي
جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۸۱
کس چینی کردن من و مصطفی
نظرتون درباره کسهای آسیائی چیه؟
آخ این چینیها با اون چشمهای تنگ وبدن قشنگ و کس کوچولوئی که ذارند آب ازدهن همه را می ندازند
آق ما یه دفعه خواستیم که یه همچین کسهائی رو بکنیم دیدیم که خارج که سرش گرده چون نه من پول خارج رفتن رو دارم نه بابام تازه بریم مثلا همون چین اونجا یهو دیدی غریب گیرمون آوردند به روش چینی تا دسته کیر قلمیشون رو کردند تو کون ما حالا بیا نخ بخیه پیداکن برو دکتر کونت رو بدوزه تازه اگه دکتره هم ما رونکنه؛اینکه خوبه اگه گیر اون پدرسوخته هاشون که بیفتی با این کیر مصنوعی هائی که تازه اختراع کردند هی میکنن توی کون ما تا آبمون رو بکشند بیرون اصلا بگذریم توی این هوا و هوس کس چشم بادومی بودم که یدفعه یه فکری زد به کله ام پیش خودم گفتم بابا این کولیهای افغانی هم که مثل همونا هستند فارسی هم بلدند فقط یه نم کثیف و بو گندو تشریف داند که تونم زیاد مهم نبود با یه حموم مساله حل می شد. ماشین بابارو کش رفتم و با مصطفی (رفیق فابریکم )افتادیم توی خیابونا اون گفت سر چهارراهها وایمیستند و آدامس میفروشند آقا ما طرفهای خودمون هرچی چهارراه بود رو رفتیم ولی اثری از اونا نبود بعد ازیک ساعت که کیرخر م دستمونو نگرفت به این نتیجه رسیدیمک بریم مولوی اتفاقا عین پشکل اونجا ریخته بود مصطفی رفت پائین که با یکدونه از اونها حرف بزنه بعد ز چند دقیقه که برگشت دیدم یه اکله که یه بچه تو بغلش بود رو آورد گفت بریم قیافه اش بد نبود ولی بوی توالت عمومی پارک ملت رو می دادراه افتادیم به سوی خونه خواهرم(مکان- محل ارتکاب جرم)به خونه که رسیدیم مصطفی به اون گفت برو حموم اونهم رفت ما موندیم و بچه طر یه مقدار با کیر(دول)بچه بازی کردیم دیگه کم کم داشت راست می شد که ننش اومد بیرون تر و تمیز ولخت بدک نبود مصطفی بردش تو اتق خواب واستارت رو زد بعد از پنج دقیقه با یه کاپوت خونی اومد بیرون بعد به من گفت که طرف پروئیده واز کون بکنش (آخر رفیق)ماهم گفتیم به چشم رفتیم تو ولباس رو تن کیر عزیزمون کردیم وبا کت وشلوار سپردیم دست خانوماول نمه وخیلی آرو کردیم تو کون تنگش اونم شروع کرد به داد وبیداد کردن(برای بازار گرمی)ما هم چشمامونو بستیم به یا اون کس چینی ( عکساش رو براتون میذارم) شروع کردیم به کردن آنچان تلمبه ای زدم که چاه خانوم رو یه دو سه سانتی بزرگ کردم(فکر نکنم حالا حالاهاآشغال توش گیرکنه) موقع رفتن نفری 5000 توما نبه اضافه 10 کیلو برنج یه مرغ که از خونه آبجیم دودر کرده بودم دادم به آون توی میدون گمرک انداختمش پائین به این ترتیب بود که من بدون سفر به خارج یه کس خارجی رو کردم
عکسهای اون یارو چینییه
عجب کس حقیه ما که کردیمش
نظرتون درباره کسهای آسیائی چیه؟
آخ این چینیها با اون چشمهای تنگ وبدن قشنگ و کس کوچولوئی که ذارند آب ازدهن همه را می ندازند
آق ما یه دفعه خواستیم که یه همچین کسهائی رو بکنیم دیدیم که خارج که سرش گرده چون نه من پول خارج رفتن رو دارم نه بابام تازه بریم مثلا همون چین اونجا یهو دیدی غریب گیرمون آوردند به روش چینی تا دسته کیر قلمیشون رو کردند تو کون ما حالا بیا نخ بخیه پیداکن برو دکتر کونت رو بدوزه تازه اگه دکتره هم ما رونکنه؛اینکه خوبه اگه گیر اون پدرسوخته هاشون که بیفتی با این کیر مصنوعی هائی که تازه اختراع کردند هی میکنن توی کون ما تا آبمون رو بکشند بیرون اصلا بگذریم توی این هوا و هوس کس چشم بادومی بودم که یدفعه یه فکری زد به کله ام پیش خودم گفتم بابا این کولیهای افغانی هم که مثل همونا هستند فارسی هم بلدند فقط یه نم کثیف و بو گندو تشریف داند که تونم زیاد مهم نبود با یه حموم مساله حل می شد. ماشین بابارو کش رفتم و با مصطفی (رفیق فابریکم )افتادیم توی خیابونا اون گفت سر چهارراهها وایمیستند و آدامس میفروشند آقا ما طرفهای خودمون هرچی چهارراه بود رو رفتیم ولی اثری از اونا نبود بعد ازیک ساعت که کیرخر م دستمونو نگرفت به این نتیجه رسیدیمک بریم مولوی اتفاقا عین پشکل اونجا ریخته بود مصطفی رفت پائین که با یکدونه از اونها حرف بزنه بعد ز چند دقیقه که برگشت دیدم یه اکله که یه بچه تو بغلش بود رو آورد گفت بریم قیافه اش بد نبود ولی بوی توالت عمومی پارک ملت رو می دادراه افتادیم به سوی خونه خواهرم(مکان- محل ارتکاب جرم)به خونه که رسیدیم مصطفی به اون گفت برو حموم اونهم رفت ما موندیم و بچه طر یه مقدار با کیر(دول)بچه بازی کردیم دیگه کم کم داشت راست می شد که ننش اومد بیرون تر و تمیز ولخت بدک نبود مصطفی بردش تو اتق خواب واستارت رو زد بعد از پنج دقیقه با یه کاپوت خونی اومد بیرون بعد به من گفت که طرف پروئیده واز کون بکنش (آخر رفیق)ماهم گفتیم به چشم رفتیم تو ولباس رو تن کیر عزیزمون کردیم وبا کت وشلوار سپردیم دست خانوماول نمه وخیلی آرو کردیم تو کون تنگش اونم شروع کرد به داد وبیداد کردن(برای بازار گرمی)ما هم چشمامونو بستیم به یا اون کس چینی ( عکساش رو براتون میذارم) شروع کردیم به کردن آنچان تلمبه ای زدم که چاه خانوم رو یه دو سه سانتی بزرگ کردم(فکر نکنم حالا حالاهاآشغال توش گیرکنه) موقع رفتن نفری 5000 توما نبه اضافه 10 کیلو برنج یه مرغ که از خونه آبجیم دودر کرده بودم دادم به آون توی میدون گمرک انداختمش پائین به این ترتیب بود که من بدون سفر به خارج یه کس خارجی رو کردم
عکسهای اون یارو چینییه
عجب کس حقیه ما که کردیمش
سلام بچه ها
من از امروز می خوام کاری کنم که کیر امت غیور اسلامی مثل عصا راست بشه وصاف برود توی کون خایه مالها.
برای اول کار یه چند تا عکس زنهای حامله رو براتو می زارم که بدبختها وقت دادن کاپوت گیرشون نیومده وناخداگاه شیکمشون شده تاقار
اینجارو کلیک کنید
حالا هی برید بگید توی ایران آزادی نیست بابا من خودم یه زن حامله رو چند روز پیش کردم .وای کس پشمالو و جیغ های بلند وکون تنگ همه ازمشخصات کسهای حامله ایرونیه .
برید حالکنید وجق بزنید من دیگه خوابم می یاد
من از امروز می خوام کاری کنم که کیر امت غیور اسلامی مثل عصا راست بشه وصاف برود توی کون خایه مالها.
برای اول کار یه چند تا عکس زنهای حامله رو براتو می زارم که بدبختها وقت دادن کاپوت گیرشون نیومده وناخداگاه شیکمشون شده تاقار
اینجارو کلیک کنید
حالا هی برید بگید توی ایران آزادی نیست بابا من خودم یه زن حامله رو چند روز پیش کردم .وای کس پشمالو و جیغ های بلند وکون تنگ همه ازمشخصات کسهای حامله ایرونیه .
برید حالکنید وجق بزنید من دیگه خوابم می یاد